close
تبلیغات در اینترنت
دخترا بچه به کول،پسرا عصا بدست
سواد آموزی وپرسش مهر در سال حمایت از کالای ایرانی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سایت سواد اموزی در سال ا حمایت از کالای ایرانی و پرسش مهر 19
پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
خبرنامه


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آیدی یاهو مدیر


دخترا بچه به کول، پسرا عصای دست


تحرک، رشد، پیشرفت و سعادت جوامع مختلف در اولین گام با موضوع سواد ارتباطی تنگاتنگ دارد. بنا بر آمار موجود در سال 197ظ  جمعیتی بالغ بر 854 میلیون نفر از کل جهان یعنی چیزی حدود 4ظ  درصد بی سواد در کشورهای مختلف وجود داشته است.
از این رو تلاش های زیادی در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای غربی و اروپایی برای کنترل این معضل صورت گرفت که در سال 2ظ ظ 5 این نرخ با 22 درصد کاهش به 18 درصد معادل 78ظ  میلیون نفر رسید. نکته جالب این که سهم کشورهای توسعه یافته از آمار بی سوادان جهان تنها یک درصد بود و 7ظ  درصد آن مربوط بود به کشورهای حوزه جنوب و غرب آسیا که ایران را نیز شامل می شود.

«یونسکو» با هدف بسیج تمام امکانات موجود، برای مبارزه با بی سوادی سال های 2ظ ظ 3 تا 2ظ 13 را به عنوان دهه مبارزه با بی سوادی نام گذاری کرده است. این در حالی است که در کشور ما دغدغه مبارزه با بی سوادی از سال 1315 شروع شده است و ریشه کنی این معضل بعد از پیروزی انقلاب با جدیت بسیار زیادی پی گیری شد. با پیروزی انقلاب، نهضت سوادآموزی در سال 1358 پرچمدار براندازی معضل بزرگ بی سوادی در کشور شد.

نهضت سوادآموزی به عنوان اصلی ترین مرجع مبارزه با بی سوادی در کشور تلاش بسیاری کرده است تا نرخ بی سوادی را مناسب با شرایط جامعه کاهش دهد. به نحوی که بر اساس سرشماری سال 1385، چهار و نیم میلیون بی سواد در کشور وجود دارد که بر پایه برنامه ریزی های صورت گرفته این تعداد که در گروه سنی زیر 5ظ  سال هستند تا سال 1393 باسواد خواهند شد.

هم اکنون 11 میلیون نفر از جمعیت بزرگسالان کشور کم سواد و نزدیک به 15 درصد جمعیت بالاتر از 6 سال کشور بی سوادند.البته برنامه های توسعه اول، دوم و سوم کشور در زمینه سوادآموزی به خوبی پیش رفته و موفق بوده است. اما در عین حال گویا این برنامه ریزی از نظر برخی از کارشناسان روندی مطلوب نداشته است به نحوی که یک کارشناس سواد آموزی با انتقاد از روند کند کاهش بی سوادی در کشور اظهار داشت: ریشه کنی بی سوادی در کشور به روش سنتی 75 سال زمان خواهد برد.

هنوز تعصب، هنوز ناآگاهی، هنوز کودکان بازمانده از تحصیل، هنوز بی‌سوادی... .

دو سال وقت داریم تا بی‌سوادی را در کشور ریشه‌کن کنیم یعنی تا پایان برنامه پنجم توسعه. تا آن‌وقت باید همه افراد شش تا 49 سال کشور را باسواد کنیم بطوری که هم بی‌سوادی در این جمعیت ریشه‌کن شود و هم دیگر هیچ بی‌سواد جدیدی تولید نشود.

دو سال، اما برای چنین هدف بزرگی کم است؛ نه این که یک زمان پنجساله برای ریشه کنی بی سوادی اصولا زمان کمی باشد بلکه مشکل از ماست که سال ها را به آسانی از دست داده ایم و اینچنین در مضیقه افتاده ایم. حالا ماییم و حدود چهار میلیون بی سواد(شش تا 49 ساله) که هزاران کودک لازم التعلیم محروم مانده از تحصیل، دردناک ترین بخش این آمارند.

دو سال، اما برای چنین هدف بزرگی کم است؛ نه این که یک زمان پنجساله برای ریشه کنی بی سوادی اصولا زمان کمی باشد بلکه مشکل از ماست که سال ها را به آسانی از دست داده ایم و اینچنین در مضیقه افتاده ایم. حالا ماییم و حدود چهار میلیون بی سواد(شش تا 49 ساله) که هزاران کودک لازم التعلیم محروم مانده از تحصیل، دردناک ترین بخش این آمارند

دردناک است چون معاون وزیر آموزش و پرورش می گوید اینها کودکانی هستند بیشتر ساکن مناطق مرزی، محروم و توسعه نیافته، با والدینی ناآگاه و متعصب که هنوز هم به کودک به چشم نیروی کار خانواده نگاه می کنند؛ از آن دست آدم ها که سرنوشت دختر را چه درس بخواند و چه نخواند، نشستن پای تشت رخت، کشیدن بچه به کول و خدمت کردن به شوهر می دانند.

پسر نیز در فرهنگ آنها گرچه به شوربختی دختر نیست، اما سرنوشت او چیزی بهتر از پدرش نخواهد بود؛ یک نیروی کار رایگان که کمک خرج خانواده است و عصای دست پیری والدین، بی آن که کسی به این فکر کند که باسواد شدن حق اوست.

اما ناآگاهی، تعصبات قومی و تبعیض های جنسیتی که فاطمه قربان، معاون وزیر آموزش و پرورش از آن حرف می زند، تاکنون فرصت تحصیل را از هزاران کودک ایرانی گرفته است.

حالا دور تا دور مرزهای ما، حتی در دل این سرزمین، آنجا که عشایر از یک ییلاق به قشلاق دیگر می روند یا آنها که از شدت فقر در کپرهای چسبیده به سینه کویر زندگی می کنند، کودکان بازمانده از تحصیلی دارد که نه حمایت خانواده را دارند و نه پیگیری های دولتی را.

نهضت سواد اموزي

خانواده سد راه پیشرفت فرزند است چون گرفتار تعصب و بی خبری است؛ پس اگر قرار است بی سوادی در کشور ریشه کن شود باید خانواده های آسیب رسان را که خود آسیب دیده نیز هستند، حمایت کرد و آموزش داد تا اگر مثلا دردش بی پولی و فقر است، راه هایی برای تامین معیشت او فراهم شود تا عایدی اش آن قدر باشد که دیگر به کودک به چشم، دست چپ و راستش نگاه نکند. اما برای رسیدن به این مقصود، دولت باید پای کار بایستد و از برنامه ای که برای توسعه کشور نوشته است به طور عملی حمایت کند.

آموزش و پرورش با كمبود هزینه مواجه است، چه برسد به نهضت سوادآموزی...

متاسفانه نهضت سوادآموزی برنامه ای فراگیر در طول این سه دهه برای فراگیر كردن سواد در همه اقشار ایران، به ویژه كسانی كه از سن ورود به دبستان عبور كرده اند، ارائه نداده است. این نهاد سعی كرده فقط در كلانشهرها و مراكز استان ها و شهرهای بزرگ برنامه مبارزه با بیسوادی را به صورت فراگیر اجرا كند و بیسوادان سایر مناطق كشور از جمله شهرها و روستاهای دورافتاده بدون دریافت آموزش های ابتدایی لازم، باقی مانده اند. در كشوری كه آموزش و پرورش آن با كمبود هزینه مواجه است و به ویژه از نداشتن امكانات و تجهیزات مناسب و به روز رنج می برد و تعداد زیادی از مدارس آن، استیجاری یا فاقد استانداردهای مناسب آموزشی هستند تا جایی كه وجود مدارس دونوبته و حتی چند نوبته عادی است، و تعداد دانش آموزان ترك تحصیلی در دوره راهنمایی و دبیرستان های آن به علل مختلف از جمله ضعف نظام آموزشی و كاهش انگیزه در كادر آموزشی فراوان است، نمی توان توقع داشت نهادی حاشیه یی و به دور از موج آفرینی رسانه یی و بودجه های فراوان آموزش، یعنی نهضت سوادآموزی كه مسوولیت با سواد كردن افراد بزرگسال را به عهده دارد بتواند كار شگفت انگیزی انجام دهد.

خانواده سد راه پیشرفت فرزند است چون گرفتار تعصب و بی خبری است؛ پس اگر قرار است بی سوادی در کشور ریشه کن شود باید خانواده های آسیب رسان را که خود آسیب دیده نیز هستند، حمایت کرد و آموزش داد تا اگر مثلا دردش بی پولی و فقر است، راه هایی برای تامین معیشت او فراهم شود

كسانی كه با نظام آموزشی كشور آشنا هستند می دانند كه سرانه واحدهای آموزشی كه از سوی وزارت آموزش و پرورش پرداخته می شود به اندازه یی اندك است كه تقریبا همه مدارس با كمك های مالی مردمی اداره می شود. واقعیت این است كه در این برهه به علت مشكلات اقتصادی ناشی از تورم و تحریم، كمك های مردمی به نظام آموزشی و به ویژه مدارس، افت زیادی كرده و از سوی دیگر بخش خصوصی آموزش یعنی مدارس غیرانتفاعی كه قسمتی از بار آموزشی را به دوش می كشند، به علت مسائل اقتصادی وضعیت مناسبی ندارند. دلیل آن نیز ساده است، اولیای دانش آموزان بر اثر ركود اقتصادی و نداشتن درآمد كافی، نمی توانند شهریه فرزندان خود را به صورت كامل و به موقع پرداخت كنند. اینجاست كه بهترین راه حل برای برون رفت از این بن بست آموزشی، اندیشیدن تمهیدات لازم برای ریشه كنی موضوع بیسوادی در كشور است. تمهیداتی از قبیل در نظر گرفتن بودجه كافی و سرانه آموزشی مطابق با نیاز روز مراكز آموزشی به ویژه مدارس و پایگاه های نهضت سواد آموزی در قانون بودجه سالانه كشور. اینجاست كه نقش كمیسیون آموزش و پرورش مجلس هنگام تصویب بودجه سالانه دولت، پررنگ می شود زیرا نمایندگان عضو این كمیسیون باید مصر بر این مساله باشند كه زیربنای فرهنگ و توسعه اقتصادی و سیاسی كشور، نظام آموزش و پرورش است .    

فرآوری: نسرین صفری

بخش اجتماعی تبیان


منابع:جام جم آنلاین/تابناک/روزنامه اعتماد




نوع مطلب :
برچسب ها :

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 153
دوشنبه 10 آذر 1393 :: 0 قبل از ظهر



پیوند روزانه
پيوندها
تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان سواد آموزی بر پایه اقتصاد وفرهنگ وآدرس http://savadiran.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 444
  • کل نظرات ارسالی : 129
  • تعداد کل کاربران : 14
  • بازدید امروز : 196
  • بازدید دیروز : 348
  • بازدید هفته : 196
  • بازدید این ماه : 5,668
  • بازدید سال : 49,925
  • بازدید کل : 241,286