close
تبلیغات در اینترنت
غفلت از نقش نهادهای مدنی در مبارزه با بی‌سوادی
سواد آموزی وپرسش مهر در سال حمایت از کالای ایرانی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سایت سواد اموزی در سال ا حمایت از کالای ایرانی و پرسش مهر 19
پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
خبرنامه


مطالب مرتبط
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آیدی یاهو مدیر

جمعیت بی‌سواد ایران در آغاز سال 1393، تعداد 9 میلیون و 719 هزار نفر گزارش شده‌است! این آمار را دو روز پیش، معاون آموزش سازمان نهضت سوادآموزی کشور اعلام کرده‌است. به گفته محمد مهدی زاده، سه میلیون و 450 هزار نفر از این تعداد، زیر 50 سال سن دارند. اما تاسف‌بارتر این است که از میان 9 میلیون و 700 هزار سواد، نزدیک به یک میلیون و 380 هزار نفر از جمعیت بی‌سواد ایران در گروه سنی 10 تا 35 سال قرار دارند؛ یعنی این تعداد بی‌سواد از سی وپنج سال گذشته به این طرف، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به جمعیت بی‌سواد کشور افزوده شده‌است؛با توجه به شعار ریشه کنی بی‌سوادی و راه اندازی نهضت سوادآموزی در سال 1358 و همچنین افزایش تعداد مدارس و امکانات آموزشی کشور چه عوامل یا چه نهادهایی را باید در این زمینه مقصر دانست؟ کمبود امکانات آموزشی یا سوء مدیریت، کدامیک را باید را عامل اصلی چنین وضعیتی دانست؟

                                                    

آیا پس از گذشت سی و اندی سال از پیروزی انقلاب اسلامی و راه اندازی نهاد نهضت سوادآموزی در ایران (از سال 1358) و فراگیری نظام آموزش و پرورش در دورافتاده‌ترین نقاط کشور، اعلام رقم 9 میلیون و700 هزار نفر بی‌سواد در ایران، نباید تعجب و تاسف سیاستگذاران و مسئولان را به همراه داشته باشد؟ چطور و چگونه شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی،امکان باسواد شدن این جمعیت قابل توجه را فراهم نکرده‌است؟ سهم عامل فقر اقتصادی و فقر فرهنگی، هر کدام در این زمینه چه قدر بوده است؟ متاسفانه با وجود بودجه‌های پژوهشی متعددی که هر سال به نهادهای پژوهشی گوناگون کشور تعلق می‌گیرد، هیچ نهادی تا کنون پژوهش جامعی در این باره انجام نداده‌ و متعاقبا از نتایج آن نیز جهت سیاستگذاری برای ریشه کن کردن کامل بی‌سوادی استفاده نشده است؟ مراکزی چون مرکز پژوهش‌های مجلس، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت، پژوهشگاه‌های وزارت علوم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بیش از همه وزارت آموزش و پرورش، در این سال‌ها در این باره چه کرده‌اند؟در سال‌های اخیر، مجلس شورای اسلامی چه قوانین و سیاست‌های تشویقی در این زمینه وضع کرده‌‌است؟ مطابق اصل سي‌ام قانون اساسي : «دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد»؛ با توجه به وضعیت کنونی بیسوادی در کشور، دولت‌های پیشین تا چه اندازه کوتاهی کرده‌اند؟

نکته قابل توجه و تاسفبارتر دیگر اینکه، بر اساس آمار منتشر شده، بخش عمده جمعیت بی‌سواد کشور، ساکن نقاط شهری‌اند ـ جایی که به نظر می‌رسد امکان دسترسی آسان به کلاس‌های مدرسه و نهضت سوادآموزی وجود دارد! - بنابراین به نظر می‌رسد شرایط اقتصادی، فرهنگی واجتماعی را باید موانع جدی سوادآموزی در کشور قلمداد کرد. در واقع، علاوه بر نقص در سیاستگذاری و مدیریت نهادهای قانونگذار و اجرایی در این زمینه ـ و فقدان نظارت و آسیب‌شناسی‌هاي مداوم در این باره و اصلاح سیاستگذاری‌ها ـ  برطرف نشدن نسبی دغدغه‌های معیشتی افراد را باید از مهم‌ترین دلایل در ایجاد جمعیت بی‌سواد کشور در سال‌های اخیر دانست.

مهم‌تر از آن، به نظر می‌رسد استفاده نکردن از امکانات و ظرفیت‌های مدنی جامعه را باید مهم‌ترین عامل در نرسیدن به جامعه‌ای عاری از بی‌سوادي دانست. در واقع ریشه‌کن کردن بی‌سوادی به یک خیزش و تلاش ملی در فرهنگ عمومی تبدیل نشده‌است؛ برای مثال در این زمینه می‌توان به تجربه موفق خیرین مدرسه‌ساز، به عنوان تلاشی غیردولتی در جهت کمک به ارتقاي آموزش‌و‌پرورش عمومی، اشاره کرد؛ در سال‌های گذشته 500 هزار خیر مدرسه ساز در زمینه احداث مدارس و کمک‌های مادی و معنوی به آموزش و پرورش عمومی کشور فعالیت کرده‌اند و به طور مشخص بیش از 32 درصد مدارس کشور در 16 سال اخیر توسط خیرین مدرسه‌ساز ساخته شده‌است. اگر در طول سال‌های گذشته نهادهای مدنی و به طور مشخص «مردم ‌نهادها»،در کشور به راحتی اجازه فعالیت در زمینه‌های فرهنگی داشتند، می‌توانستند در حوزه‌هایی چون سوادآموزی نیز اقداماتی سودمند انجام دهند اما متاسفانه با وجود جمعیت بالای بی‌سواد در ایران، حتی یک سازمان مردم نهاد هم وجود ندارد که در این زمینه فعالیت کند! و این یعنی غفلت از نیرو، امکانات و ظرفیت‌های بالای جامعه مدنی در حوزه سوادآموزی و مبارزه با بی‌سوادی.علاوه بر رسانه‌های عمومی، به نظر می‌رسد با توجه به تاکیدات دینی بر سوادآموزی، نهادهای دینی (روحانیون و وعاظ )ـ به ویژه آن بخش از نهاد دین که در زمره قلمرو حوزه عمومی و نهادهای مدنی به شمار می‌آید ـ نیز در این زمینه کوتاهی کرده‌اند. بنابراین، استفاده از توانایی نهادهای مدنی و کمک به ایجاد و تقویت سازمان‌های مردم نهاد فعال در زمینه سوادآموزی و مبارزه با بی‌سوادی، بازنگری در سیاست‌ها، سیاستگذاری‌ها و روش‌های نهادهای مسئول مبارزه با بی‌سوادی و همچنین فعالیت نهادهای دینی و رسانه‌های عمومی در این زمینه را باید مهم‌ترین عوامل موثر در کاستن از جمعیت بی‌سواد کشور و کمک به رفع موانع فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بازدارنده در این زمینه دانست ـ که تا کنون کمتر مورد توجه قرار گرفته یا به کلی از آنها غفلت شده‌است.

افشین داورپناه




نوع مطلب :
برچسب ها : سیاستگذاری/سواداموزی،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 227
دوشنبه 08 دي 1393 :: 6 قبل از ظهر



پیوند روزانه
پيوندها
تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان سواد آموزی بر پایه اقتصاد وفرهنگ وآدرس http://savadiran.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 444
  • کل نظرات ارسالی : 129
  • تعداد کل کاربران : 14
  • بازدید امروز : 152
  • بازدید دیروز : 348
  • بازدید هفته : 152
  • بازدید این ماه : 5,624
  • بازدید سال : 49,881
  • بازدید کل : 241,242