close
تبلیغات در اینترنت
پرسش مهر ریاست محترم جمهور:پیشرفت علمی در گرو احترام به علم و معلم است
سواد آموزی در سال اقتصاد مقاومتی تولید واشتغال
گروه طراحی قالب منگروه طراحی قالب منگروه طراحی قالب منگروه طراحی قالب منگروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سایت سواد اموزی در سال اقتصاد مقاومتی تولید واشتغال.
پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
خبرنامه


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجی
چرا افراد بیسواد علاقه ای به باسواد شدن ندارند



امروزه آموزش عالی در ایران در پرتو انقلاب فرهنگی و بازگشت به سنن ثمربخش‌ و اصیل‌ اسـلامی‌، تـحولی ژرف را از سـر می‌گذراند.تاریخ آموزش و پرورش ایران یکپارچه و متداوم نبوده است.ما‌ در ایران نهادی چون الازهر و حوزه عـلمیه نجف(هر یک با عمری هزار‌ ساله)یا کمبریج و آکسفورد‌(هر‌ یک بـا عمری هشتصد ساله)نـداشته‌ایم ولی حـوزه‌های علمیه‌ای در اغلب شهرهای قدیمی خود داشته‌ایم که بسیاری از آنها رو به خاموشی و فراموشی رفته بود.پس از انقلاب اسلامی ایران، اندیشه‌ پیوند سنن قدیم با روشهای جدید در اذهان بسیاری از صاحبنظران رشد یافته است و نـه تنها دانشگاههای ما نیاز به تحول و اخذ سنن بارور تعلیم و تربیت از حوزه‌ها دارند بلکه حوزه‌ها‌ نیز‌ باید در برنامه‌های آموزشی تجدید نظر کنند، فی المثل آموزش زبان و ادبیات فارسی و ادبیات عربی و حـتی زبـانهای خارجی، یا کتابشناسی و مرجع شناسی و روشهای تحقیق و تألیف و ترجمه، امری مهم است که‌ باید‌ توجه کافی به آن مبذول شود.حتی علوم عالیقدر قرآنی در حوزه‌های علمیه ما جای شایسته‌ای نداشته اسـت و اگـر مفسر و قرآن شناسی به عرصه رسیده است، به کوشش و ذوق‌ شخصی‌ بوده است.امروزه خوشبختانه آموزش قرآن در دبستانها و دبیرستانها جدی گرفته می‌شود.امید است همین سنت مرضیه در دانشگاهها نـیز پیـگیری شود. خوشخوان‌ترین متن برای آموزش عربی و در عین‌ حال‌ آشنایی‌ با دومین منبع بزرگ اخذ‌ علم‌ و معرفت‌ و فقه و اخلاق و حکمت و عرفان اسلامی، احادیث نبوی و اخبار ائمه اطهار علیهم السلام اسـت امـا آمـوزش و تدریس حدیث چنانکه باید و .شـاید در‌ دانـشگاههای‌ مـا‌ راه نیافته است و جا دارد به آن توجه‌ جدی‌ شود.

زبان عربی برای ما زبان بیگانه نیست و بلافاصله پس از زبان فارسی و در کنار آن قرار دارد.

متأسفانه‌ روشـ‌ آمـوزش‌ عـربی چه در حوزه‌ها و چه در دانشگاهها بعضا درست و اصولی‌ نـبوده اسـت، به طوری که شماری از طلاب جوان بسیاری از مباحث صرفی و نحوی را مجردا می‌آموزند ولی‌ مهارت‌ کافی‌ در خواندن و نوشتن عربی نـدارند، حـال آنـکه در طول بیش از‌ هزار‌ سال بزرگترین مفسرین و محدثین و فقها و فلاسفه و عـرفای ما آثار خود را به عربی پدید آورده‌اند.

در‌ عصر‌ جدید‌، دغدغه مدرک گرفتن و شتابان فارغ التحصیل شدن و از مزایای قـانونی تـحصیلات جـسته‌ و گریخته‌ بهره‌مند‌ شدن به صورت یک ضرورت فردی و بحران آموزشی در آمـده اسـت.در نظام حوزوی‌، فارغ‌ التحصیل‌ شدن اگر هم معنایی داشت این همه شتابزده نبود، و تصدیق نامه‌ها و اجـازاتی کـه بـه‌ صاحبنظران‌ و کمال یافتگان داده می‌شد«تصدیق بلا تصور»و برآمده از دل کامپیوترها نبود.صاحبنظران‌ قـدیم‌ صـاحبنظران‌ جـدید را تأیید می‌کردند و به عرصه می‌آوردند و بین معلم و شاگرد رابطه‌های عمیق انسانی همانند‌ مراد‌ و مـرید بـرقرار بـود.امروزه در تولید انبوه فارغ التحصیل، برای استادان حتی مجال‌ اینکه‌ اسم‌ و سیمای شاگردان خـود را بـه یاد بسپرند فراهم نیست.در نظام حوزوی درس و مدرس انتخاب‌ می‌شد‌، و طالب علم به ذوق خـودش مـعقول یـا منقول می‌خواند.در نظام دانشگاهی‌ ضرورت‌ و شتاب‌، جای تأمل و انتخاب را گرفته است.

شاید با تـأسیس فـیضیه و تجدید حیات حوزه علمیه قم‌، نظام‌ کهن‌ آموزشی ایران تجدید مطلع کرد.اگـر یـک چـند بین فیضیه و دانشگاه رقابت‌ یا‌ عدم تفاهم برقرار بود، که حاکی و ناشی از غرب‌گرایی و تجدد طـلبی بـی‌محابای رژیم گذشته بود، ولی‌ نمونه‌های‌ نهانی همکاری حوزه و دانشگاه در آن عصر هم مـشهود بـود.یـک نمونه‌ بارز‌ آن این بود که بسیاری از تحصیلکردگان‌ حوزه‌ها‌ و نظام‌ آموزشی قدیم، جذب دانشگاهها شده بـودند، از‌ جـمله‌ شـادروانان فروزانفر، سید محمد کاظم عصار، فاضل تونی، میرزا مهدی آشتیانی، محمود شـهابی‌، مـهدی‌ الهی قمشه‌ای شهید دکتر مفتح‌ و استاد‌ شهید مرتضی‌ مطهری‌.

در‌ حال حاضر امکان و ضرورت این تفاهم‌ و پیـوند‌ بـیش از پیش است.به برکت تجربه استادانی چون دکتر سید جعفر‌ شهیدی‌، دکـتر ابـوالقاسم گرجی و...که تحصیلکردگان دو‌ نظام قدیم و جدید و اسـتادان‌ دانـشگاه‌اند‌ شـاید بهتر بتوان به آرمان‌ پیوند‌ حوزه و دانـشگاه جـامه عمل پوشاند.

استاد گرانمایه دکتر مهدی محقق از پروردگان دو‌ نظام‌ آموزشی حوزه و دانشگاه اسـت کـه‌ علوم‌ معقول‌ و منقول را تا‌ بـلندترین‌ مـدارج در حوزه‌های عـلمیه‌ مـشهد‌ و تـهران طی کرده، سپس تحصیلات عالیه سـبک جـدید خود را در دانشگاههای ایران و اروپا‌ دنبال‌ گرفته است، و در هر دو مکتب‌ شاگردان‌ بسیاری پروده‌ اسـت‌.کـوششهای‌ علمی دکتر محقق صرفا‌ در تدریس نـبوده است.ایشان نهادهای عـلمی‌ای چـون«انجمن استادان زبان فارسی»و «مـؤسسه مـطالعات اسلامی‌»در‌ تهران تأسیس کرده و در این دو‌ نهاد‌ بیش‌ از‌ شصت‌ کتاب علمی و تحقیقی‌ که‌ غـالبا از مـتون اصیل و کهن اسلامی‌اند، انتشار داده اسـت. در تـأسیس و بـرنامه‌ریزی«دائرة المعارف تشیع»وابـسته‌ بـه‌ بنیاد‌ اسلامی طاهر و«دایـرة المـعارف اسلامی»با نظارت‌ عالیه‌ ریاست‌ جمهوری‌، سهم‌ شایانی‌ داشته است.به کارها و کارنامه عـلمی ایـشان به نحو مشروح در طی مصاحبه اشـاره شـده است.یـکی از مـهمترین کـارهای علمی ایشان که سـزاوار است در اینجا‌ ذکر شود، کوششی است که در جهت معرفی تشیع به دانشمندان و اساتید و مستشرقان انـگلیسی زبـان داشته‌اند، هم آنان که به دلیـل عـدم آشـنایی بـا زبـان عربی یا فـارسی و یـا در‌ اختیار‌ نداشتن منابع و مآخذ و مراجع صحیح نتوانسته بودند از اقیانوس بیکران فرهنگ تشیع بهره گیرند.استاد دکـتر مـهدی مـحقق با تسلط و تبحری که در تدریس متون شـیعی و زبـان انـگلیسی دارنـد‌، بـا‌ هـمکاری اساتید دیگر توانستند گامهایی در جهت معرفی و انتشار برخی از آثار جاودان فلسفی اعتقادی و یا مبانی اصول فقه شیعه به زبان انگلیسی‌ بر‌ دارند و با ارائه سخنرانیهای گوناگون‌ علمی‌ در مـجامع بین‌المللی، گوشه‌هایی از فرهنگ انسان ساز تشیع را به مخاطبین خود بشناسانند.

در پایان، از آقایان دکتر سید جعفر شهیدی و دکتر علی‌ موسوی‌ بهبهانی، استادان عالیقدر دانشگاه‌ تهران‌ که دعوت ما را برای شرکت در ایـن مـصاحبه پذیرفتند و با پرسشها و پاسخهای شیوای خود به گرمی و گیرایی آن

کیهان فرهنگی:با تشکر از آقایان اساتید که قبول‌ زحمت‌ فرمودند و تشریف آوردند، از جناب دکتر محقق تقاضا می‌کنیم اگـر مـوافق هستند به شیوه معمول و مرسوم کیهان فرهنگی، شروع بفرمایند.

استاد دکتر مهدی محقق:من در بهمن ماه 1308 هجری‌ شمسی‌ در شهر‌ مشهد به دنیا آمـدم.ایـن تاریخ از سنین قمری مقارن بـا مـاه شعبان و میلاد با سعادت حضرت‌ ولی عصر عج است و به همین جهت نام من را«مهدی‌»گذاشتند‌.پدرم‌ مرحوم حاج شیخ عباسعلی محقق واعظ خراسانی کـه فـرزند مرحوم آخوند ملابمانعلی دامـغانی بـود از وعاظ درجه ‌‌یک‌ خراسان به شمار می‌آمد و علاقه و تسلط زاید الوصفی به نقل و نشر اخبار و احادیث‌ آل‌ محمد‌-علیهم السلام-داشت.این عشق و توجه او به اخبار و احادیث بدان پایه بود کـه وقـتی‌ مرحوم حاج شیخ عباس محدث قمی-رضوان الله علیه- کتاب سفینة البحار را‌ تألیف می‌کرد، مرحوم پدرم‌ از‌ ترس اینکه مبادا امکان چاپ آن با شرایط و اوضاع آن زمان دست ندهد، همه کتاب را با دسـت خـود استنساخ کـرد، چنانکه هم اکنون یکدوره سفینه خطی به خط پدرم در‌ خانواده ما باقی مانده است.امید است که خـداوند او را مشمول حدیث شریف:«الروایة لحدیثنا یشد به قلوب شیعتنا افضل مـن الف عـابد»بـگرداند.

من شش ساله بودم که واقعه‌ خونین‌ مسجد گوهرشاد مشهد رخ داد.هنوز صدای صفیر گلوله‌هایی که در شب واقـعه ‌ ‌شـلیک می‌شد در گوش من طنین‌انداز است خصوصا که این واقعه مصادف شد با پنـهان زیـستن پدرمـ‌ زیرا‌ او از کسانی بود که در شب واقعه منبر رفته بود و در ضمن سخنانش گفته بود:«گویی مـا در زیر پرچم انگلیس هستیم که هر چه آنان بخواهند باید‌ اطاعت‌ شود.»سـرانجام پدرم پس از مدتها زندگی مخفی خـود را بـه شهربانی مشهد معرفی نمود و از آنجا به زندان قصر منتقل شد و بیش از سه سال را در آنجا‌ گذارند‌.در‌ سال 1317 با آزاد شدن‌ مرحوم‌ پدرم‌ ما به تهران آمدیم و با توجه به اینکه پدرم ممنوع المنبر بـود و درآمدی هم نداشت، خودش به اتفاق دو برادر بزرگترم‌ به‌ حجره‌ای‌ در مدرسه سپهسالار رفتند و بقیه خانواده در اتاقی‌ کوچک‌ که در بازارچه نایب السلطنه قرار داشت مقیم شدند، سرگردانی پدر برای تدبیر معاش و بی‌اطلاعی او از تـشریفات نـام‌ نویسی‌، رفتن‌ مرا به مدرسه به تعویق انداخت تا بالاخره در دبستان‌ فرهنگ ثبت نام کردم.در سال 1321 وارد دبیرستان شدم، در آن حال آشفتگی وضع معیشت خانواده، آرامش‌ خاطری‌ برای‌ من باقی نگذاشته بـود.لذا بـا یک تصمیم ناگهانی، در نیمه‌ بهمن‌ همان سال درس را رها کردم و به بازار روی آوردم و مدت 3 سال به شاگردی مغازه و تحصیلداری‌ تجارتخانه‌ مشغول‌ شدم، تا اینکه دو برخورد اتفاقی مرا از این کار منصرف سـاخت‌، از‌ ایـن‌ رو جامع المقدمات را برداشتم و به مدرسه خان مروی آمدم و مرحوم پدرم مرا به‌ استاد‌ سالخورده‌ای‌ به نام حاج سید هادی ورامینی سپرد.آن مرحوم که می‌گفت در صرف و نحو‌ شاگرد‌ مرحوم حاجی مـیرزا آقـا کـوچک ساوجی بوده، در مدت 4 ماه صـرف مـیر و عـوامل‌ ملا‌ محسن‌ وانموذج و صمدیه را با کوششی هر چه تمامتر برای من درس گفت و قرار گذاشت‌ روزی‌ در حضور پدرم از من آزمایش به عمل بـیاورد.در روز مـوعود، او‌ شـروع‌ به‌ خواندن قرآن کریم کرد و نوع کلمات را از نـظر صـرفی و حالت آنها را از نظر‌ نحوی‌ از من سؤال می‌کرد و من بی‌درنگ پاسخ می‌دادم.این نخستین بار بود‌ که‌ طعم‌ موفقیت در عـلم را چـشیدم.

بـه هر حال بی‌صبرانه منتظر فرا رسیدن تابستان بودم تا‌ سـیوطی‌ را‌ نزد استاد شروع کنم چون می‌دانستم به دشواری چنین استاد نحوی می‌توان‌ یافت‌.اما مرگ ناگهانی استاد در اورازان طـالقان، کـاخ آرزوی مـرا فرو ریخت.ناچار در جستجوی استاد‌ نحو‌ به مدرسه‌های مختلف تهران مـراجعه کـردم، تا اینکه یکی از تاجرزادگان تهران‌ که‌ به درس طلبگی آمده بود گفت که‌ در‌ مدرسه‌ سپهسالار قدیم کـه پشـت مـدرسه مروی قرار‌ دارد‌، استادی اهل آذربایجان، درس سیوطی حاشیه و مغنی می‌دهد.در درس مغنی او آقای‌ مـیرزا‌ عـبد الجـواد حکیمی-دکتر عبد‌ الجواد‌ فلاطوری استاد‌ دانشگاه‌ کلن‌ آلمان-و چند تن دیگر حاضر مـی‌شدند‌.بـه‌ ایـن ترتیب من هم به درس سیوطی و حاشیه ایشان راه پیدا کردم‌.ولی‌ از استاد چندان راضی نـبودم، چـون‌ ایشان خود از طلبگی‌ سر‌ خورده بود و به هنگام درس‌ هم‌ جسته گریخته سـخنان مـأیوس کـننده بر زبان می‌آورد، اما بر خلاف این استاد‌، دیگر‌ مدرس بزرگ و بزرگوار آن مدرسه‌ مـرحوم‌ مـغفور‌ میرزا مهدی آشتیانی‌-رضوان‌ الله علیه-که از‌ نوابغ‌ روزگار و نوادر عصر ما بود، بـر شـوق و ذوق مـن واقف گردید و حجره و راتبه‌ای در‌ آن‌ مدرسه برایم مقرر فرمود و همین تشویق‌ او‌ سبب شد‌ که‌ مـن‌ درس را رهـا نکنم‌ و با کوشش هر چه بیشتری آن را ادامه بدهم.

در این موقع دو تن از‌ مـدرسان‌ بـزرگ مـشهد به تهران آمدند که‌ در‌ آن‌ مدرسه‌ آمد‌ و شدی داشتند یکی‌ مرحوم‌ شیخ محمد رضا تـرابی خـانرودی و دیـگری حاج شیخ حسین وحیدی خراسانی سلمه الله تعالی.من و آقای‌ علوی‌ فرصت‌ را مـغتنم شـمرده و معالم الاصول را نزد‌ مرحوم‌ ترابی‌ و شرح‌ منظومه‌ منطق‌ را نزد آقای وحیدی خواندیم وجود این دو استاد ارجـمند مـوجب شد که آن مدرسه محل رفت و آمد فضلای خراسان گردد.

آقای ترابی کـه عـلاقه‌مندی‌ام را به‌ ادبیات عرب شاهد بود مرا تـشویق بـه تـحصیل در مشهد کرد.سخنان او و موفقیتهایی که آقای عـبد الجـواد حکیمی و محمد جعفر جعفری لنگرودی-استاد فعلی دانشکده حقوق-در درس ادیب‌ نیشابوری‌ به دسـت آورده بـودند بیش از پیش مرا مصمم کـرد کـه به مـشهد بـروم.خـانواده من به جهت بیماری مالاریا کـه گـریبانگیرم شده بود صلاح ندانستند در مشهد تنها‌ زندگی‌ کنم لذا به فکر افتادم تـحصیلات خـود را در دانشکده علوم معقول و منقول ادامه دهـم.برای نام نویسی کـه مـراجعه کردم گفتند حداقل‌ سن‌ بـرای ورود هـجده سال است‌ و من‌ هر چند گواهینامه علمی از آقایان آقا میرزا مهدی آشتیانی و آقـا مـیرزا محمود شهابی خراسانی داشتم و مـسلما در امـتحان ورودی مـوفق می‌شدم، به عـلت‌ ایـنکه‌ یکسال تا هجده سـالگی‌ مـن‌ باقی بود نتوانستم وارد شوم.از خاطرات این دوره وضع رقت‌بار مرحوم حاج میرزا مهدی آشتیانی بـود.ایـشان درس فلسفه می‌گفتند و بسیاری از فضلا از جمله مـرحوم شـیخ ابراهیم صـاحب‌ الزمـانی‌ و سـید جلال الدین آشتیانی در آن شـرکت می‌کردند.آن مرحوم-که از نوابغ روزگار و لقب «فیلسوف شرق»واقعا در خور وی بود-متأسفانه در کمال عسرت مـی‌زیست و بـارها در سر‌ درس‌ دچار عارضه‌ خون‌ریزی مـعده شـد.یـکبار کـه او را بـه بیمارستان رضانور انـتقال دادنـد-وقتی بیمارستان آتش گرفت و او‌ را بر روی تخته پاره‌ای به سوی دیگر عمارت منتقل می‌کردند‌-مرا‌ دید‌ کـه بـه دیـدنش آمده بودم، چشمانش پر اشک شد و دعا کـرد کـه مـن در جـریان عـلم و عـالمی ‌‌به‌ سرنوشت او دچار نگردم.یک بار دیگر او را به این حالت دیدم‌ و آن‌ وقتی‌ بود که به همراهی یک از همدرسانم به دیدن او در خیابان نایب السلطنه رفتیم‌. زن صاحبخانه فـحاشی و ستیزگی فراوانی در مورد اخذ اجاره یا افزودن آن کرد‌ و وقتی که خانه را‌ ترک‌ کرد استاد با همان وقار همیشگی رو به ما کرد و گفت«تازه این بار ملاحظه شما را کرد و ملایم‌تر بـود»

نـی نی که چرخ و دهر ندانند قدر فضل

این گفته بود‌ گاه جوانی پدر مرا

در تابستان 1326 میان دو امر مخیّر بودم:یکی رفتن به مشهد و تحصیل علم به طور جدی خصوصا کـه خـانواده‌ام با رفتن من موافقت کرده بودند و دیگری‌ رفتن‌ به دانشکده معقول و منقول برای اخذ لیسانس که دیگر مانع سنی برایم وجود نداشت و مـسلما مـن که طالب علم بودم اولی را بـر مـی‌گزیدم زیرا این آرزوی من بود که‌ مغنی‌ و مطول را که پیش استادان کم مایه در تهران خوانده بودم دوباره پیش استادی مبرز همچون ادیب نیشابوری بخوانم

برخاستم از جای و سـفر پیـش گرفتم

نز‌ خانه‌م‌ یاد آمد و نز گلشن و منظر

مرحوم پدرم در آغاز مرا همراهی کرد و از سرپرست مدرسه نواب در مشهد خواست تا حجره‌ای در اختیار من گذاشته شود.در مدت کوتاهی‌ وسایل‌ مختصری‌ برای زنـدگی تـهیه کردم و پدرم‌ ده‌ من‌ زغال برای من خرید تا کرسی بگذارم و اتاقم در زمستان گرم باشد ولی من در تمامی آن زمستان چنان سرگرم درس‌ و بحث‌ بودم‌ که حتی دستی به زغالها نزدم، از سـاعت‌ 7 صـبح‌ تا 9 بـه درس مطول مرحوم ادیب می‌رفتم و از 10 تا 12 به درس شرح لمعه و قوانین مرحوم حاجی میرزا‌ احمد‌ مدرس‌ یزدی و از 2 تا 4 بـعد از ظهر به بیان مطول درس‌ دیگر مرحوم ادیب و بقیه اوقات را بـا هـمدرسانم بـه مباحثه می‌پرداختم.

مدت یکسالی که من در حوزه علمیه‌ مشهد‌ بودم‌ از بهترین سنین زندگی من محسوب می‌شود خـصوصا ‌ ‌کـه علاوه بر‌ دسترسی‌ به استادان فاضل و دانشمند و استفاده از درس آنان، با برخی از بزرگان اهـل تـقوی و فـضیلت آشنا‌ شدم‌ که‌ از میان آنان می‌توانم مرحوم شیخ مجتبی قزوینی و آقا میرزاد جواد آقا‌ تـهرانی‌- سلمه‌ الله تعالی-را نام ببرم.در نظر داشتم که اگر در مشهد برای ادامه‌ تحصیل‌ بـمانم‌ از درس دو مدرس بزرگ فقه و اصـول آن شـهر یعنی مرحوم حاج شیخ هاشم‌ قزوینی‌ و مرحوم حاج شیخ محمد کاظم دامغانی استفاده کنم.چند صباحی هم به درس‌ این‌ دو‌ بزرگوار رفتم ولی متأسفانه به علل مادی در مشهد نتوانستم بمانم و به تـهران برگشتم‌ و این‌ فرصت پیش آمد که تحصیلات خود را در فقه و اصول و فلسفه نزد بزرگان‌ و مشایخ‌ تهران‌ ادامه دهم و با ورود به دانشکده معقول و منقول در جریان دروس دانشگاهی قرار گرفتم.

در‌ امتحان‌ ورودی دانشکده که در شهریور 1327 صـورت گـرفت و متجاوز از دویست نفر‌ شرکت‌ کرده‌ بودند من شاگرد سوم شدم و در همان امتحان با مرحوم شهید دکتر بهشتی آشنا شدم‌ که‌ ایشان‌ شاگرد دوم شده بودند.درسهای دانشکده در برابر آنچه که مـا در‌ حـوزه‌ها‌ اندوخته بودیم سطحی و جزئی بود لذا ما فقط در امتحانات آخر سال شرکت می‌کردیم.در خلال‌ سالهای‌ 1327 و 1330 که دانشجوی دانشکده معقول و منقول محسوب می‌شدم، به جای حضور‌ در‌ کلاسهای درس رسمی به درس مدرسان بـزرگ‌ تـهران‌ رفتم‌ و دوره‌های عالی فقه و اصول و فلسفه و کلام را‌ نزد‌ مرحوم سید محمد کاظم عصار و مرحوم میرزا محمد علی مدرس تبریزی و مرحوم شیخ‌ محمد‌ تقی آملی و مرحوم شیخ ابو‌ الحسن‌ شـعرانی و مـرحوم‌ مـیرزا‌ مهدی‌ الهی قمشه‌ای فرا گـرفتم و از مـفاوضات‌ و مـجالس‌ مرحوم میرزا مهدی آشتیانی نیز برخوردار شدم.خداوند همه آنان را غریق‌ رحمت‌ خود گرداند.این بزرگواران مرا به‌ تشویق‌های علمی خـود مـفتخر‌ سـاختند‌ و بر جد و جهد و اجتهاد من‌ شهادت‌ دادند و در نـتیجه از دو مـرجع بزرگ یعنی مرحوم حاج شیخ محمد حسین‌ کاشف‌ الغطا و مرحوم حاج سید محمد‌ تقی‌ خوانساری‌ موفق به اخذ‌ درجـه‌ اجـتهاد رسـمی شدم که‌ همان‌ موجب معافیت من از خدمت نظام وظیفه شـد و توانستم بدون وقفه به تحصیل و تحقیق‌ ادامه‌ دهم.

در سال 1330 برای اخذ‌ لیسانس‌ دوم که‌ منتهی‌‌

مرحوم‌ حاج شیخ عـباسعلی مـحقق‌ واعـظ خراسانی

به دکتری هم می‌شد وارد دانشکده ادبیات شدم و فقط در برخی از کـلاسها‌ از‌ جـمله درس فرانسه شرکت می‌کردم.مرحوم‌ آیت‌ الله‌ کاشانی‌ معتقد‌ بود که در‌ من‌ فصاحتی وجود دارد که در معلمی بـاید از آن اسـتفاده کـنم و وقتی تعلل مرا در امر‌ استخدام‌ دید‌ گفت:«شما بیسوادا خودتونو کنار مـی‌کشین کـه‌ هـمه‌ جاها‌ را‌ کافرا‌ گرفتن‌»کلمه«بیسواد»تکیه کلام آن مرحوم بود لذا نامه‌ای در صلاحیت من به وزارت فـرهنگ نـوشت و مـن به تشویق آن مرحوم از آن سال کار تدریس در‌ دبیرستان را شروع کردم.از همان سال اول تدریس با دو دوسـت صـمیمی آقایان دکتر سید جعفر شهیدی و دکتر سید علی موسوی بهبهانی آشنا شدم کـه نـعمت مـصاحبت و مجالست هر‌ دو‌ هنوز پایدار است، خداوند به هر دو عمری طولانی عطا بفرماید.در سال دوم دانـشکده ادبـیات که حضور در کلاسها اجباری بود مناسب دانستم که لباس روحانیت را که‌ مدت‌ پنـجسال بـر تـن داشتم ترک کنم و در این امر با مرحوم پدرم و مرحوم راشد مشورت کردم و آنان متفق القول بـودند کـه من برای‌ تدریس‌ و تحقیق ساخته شده‌ام و این امر‌ مقید‌ به لباس خـاصی نـیست.در دانـشکده مورد محبت و احترام استادان بودم.از دکتر ذبیح الله صفا و دکتر محمد معین تصحیح متون ادب فارسی را‌ آمـوختم‌ و مـرحوم بـدیع الزمان فروزانفر‌ تحلیل‌ تاریخی ادوار مختلف فرهنگ اسلامی و ادب فارسی را به من آموخت و آشـنایی بـا اساتید دیگر، مرا با فرهنگ ایران باستان آشنا کرد.

در سال 1333 در زبان و ادبیات فارسی لیسانس‌ گرفتم‌ و بـلافاصله در دوره دکـتری شرکت کردم.در این مدت تدریس در دبیرستان هم کماکان ادامه داشت.در سال 1334 دوره دکـتری عـلوم معقول و منقول افتتاح شد و من در دکتری مـعقول‌ ثـبت‌ نـام کردم‌.مرحوم استاد محمود شهابی کتاب شـفا و مـرحوم راشد کتاب اسفار و مرحوم فروازنفر رساله قشیریه را تدریس می‌کردند‌.

در سال 1336 دوره دکتری زبان و ادبـیات فـارسی را به پایان‌ رساندم‌ و در‌ سال 1337 دوره دکـتری عـلوم معقول و مـنقول پایـان یـافت.

در اسفندماه همین سال پدرم با عارضه سـکته ‌‌نـاگهانی‌ دار فانی را وداع کرد و خلق انبوهی از روحانیون و متدینین بازار تهران او‌ را‌ از‌ بیمارستان بازرگانان تشییع کـردند و در قـم به خاک سپردند.

فما کان قـیس هلکه هلک واحد‌

ولکـنه بـنیان قوم تهدما

مرحوم پدرم مردی بـا تـقوی و مؤمن و فعال و پرکار بود‌ و تا آخرین ماههای حیاتش‌ از‌ کوشش و جهد در راه علم باز نـایستاد چـنانکه تقریبا یکماه و نیم پیش از درگـذشتش بـرای کـتاب روضات الجنات چـاپ قـدیم که فاقد فهرست بـود و بـدشواری شرح حال علمای مورد نیاز از‌ آن به دست می‌آمد فهرست مضبوط و منظمی تهیه کرد چـنانکه آخـرین دست نبشته آن مرحوم همان است کـه در آخـر آن فهرست بـدین گـونه آمـده است.«فرغت من کـتابة فهرس کتاب‌ روضات‌ الجنات فی یوم السبت ثمانیة عشر من شعبان المعظم سنة 1383 قمری مـطابق 14 دی سـنة 1342 شمسی و بعد وفاتی کل من اسـتفاد مـن هـذا الفـهرس الذی بـذلت لکتابته شهرا‌ واحـدا‌ ان یـدعو الی بغفران ذنوبی و انا العبد الخاطی عباسعلی المدعو بالمحقق ابن حاج المرحوم بمانعلی الواعظ المعروف بالمحقق ابـن المـرحوم مـلا عباس الدامغانی ابن محمد حسین ابن مـلا مـحمد‌ رضـا‌».

یـموج الخـط فـی القرطاس دهرا و کاتبه رمیم فی التراب در سال 1344 به دعوت دانشگاه«مک گیل» برای تدریس به کانادا عزیمت کردم و در آنجا بود که با همکاری‌ و تشویق‌ چند‌ استاد خـارجی تصمیم گرفتیم میراث‌ علمی‌ شیعه‌ را که تا آن زمان ناشناخته مانده بود، به دنیای علم معرفی کنیم، بدین منظور جهت شروع کار، شرح منظومه را‌ انتخاب‌ کردیم‌ که با اسلوب علمی جـدید آن را بـه‌ چاپ‌ رساندیم.علت برگزیدن شرح منظومه به این جهت بود که می‌دانستیم نشر ترجمه سبزواری، آنچه را که غریبان شایع‌ کرده‌اند‌ که‌ فلسفه اسلامی با ابن رشد ختم گردیده، 

رجمه ما در سال 1977 در نیویورک چاپ شد‌ و نام‌ سبزواری‌ برای نخستین بار در دائرة المعارفهای علمی و فلسفی وارد گـردید، هـمه‌ وجود‌ یک فیلسوف ناشناخته قـرن نـوزدهم در ایران را با تعجب تلقی کردند.پس از آن از‌ من‌ خواسته‌ شد که استادی یکی از دانشگاههای خارجی را به طور دائم بپذیرم‌، ولی‌ من‌ اقامت در ایران و تدریس به ابنای وطـن را بـا هیچ مقام و موقعیتی در خـارج‌ نـمی‌توانستم‌ مقایسه‌ کنم.

و ماء بلادی کان انجع مشربا و لو کان ماء الکرخ صهباء جریال در بازگشت‌، مدتی‌ در حوزه علمیه قم عهده‌دار تدریس«روش تصحیح انتقادی و نشر متون اسلامی» بودم‌ و در‌ بنیان‌گذاری‌«دائرة المعارف تشیع»و «دائرة المعارف اسـلامی»هـم سهمی داشتم.در چندین کنگره علمی داخلی‌ و خارجی‌ نیز شرکت نمودم و در سال جاری به مدت یک نیمسال تحصیلی در دانشگاه‌ مک‌گیل‌ کانادا‌ به تدریس کلام و اصول فقه شیعه پرداختم و مجموعه‌ای را تحت عـنوان«مـیراث علمی شـیعه»پایه‌گذاری‌ کردم‌ که ترجمه امهات متون علمی شیعه از جمله ترجمه انگلیسی معالم الاصول‌ در‌ این‌ مجموعه چاپ و مـنتشر خواهد شد، ان شاء الله تعالی.

در پایان به طور خلاصه باید‌ بگویم‌ کـه‌ در طـی زنـدگانی علمی خود سی جلد کتاب را تألیف یا تصحیح‌ کرده‌ و هفتاد و شش مقاله علمی را به زبان فارسی بـه ‌ ‌رشـته تحریر درآورده‌ام.مقالاتی را که به‌ زبان‌ عربی و انگلیسی نوشته‌ام در کشورهای لبنان و سوریه و هـند و پاکـستان و افـغانستان و ترکیه و فرانسه‌ و ایتالیا‌ و انگلیس و هلند و استرالیا و آمریکا چاپ شده است‌.در‌ سی‌ و هشت کنگره بین‌المللی و چـهارده کنگره ملی شرکت‌ نموده‌ و در همه خطابه ایراد کرده‌ام و مجامع مهم علمی بین‌المللی از جـمله:انجمن بین‌المللی‌ تاریخ‌ پزشـکی و مـجمع بین المللی فلسفه‌ در‌ قرون وسطی‌ و فرهنگستان‌ مصر‌(مجمع اللغة العربیه)و فرهنگستان سوریه(مجمع‌ اللغة‌ العربیة بدمشق)و مجمع العلمی الهندی مرا به عضویت پذیرفته‌اند و نظارت و اشراف بر‌ نشر‌ چهار مجموعه علمی زیـر داشته‌ام:

1-سلسله‌ دانش ایرانی که تاکنون‌ 32‌ مجلد از آن در فلسفه‌ و کلام‌ و منطق و عرفان اسلامی چاپ شده است.

2-مجموعه انتشارات انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی‌ که‌ تاکنون 9 مجلد از آن چاپ‌ شده‌ است‌.

3-مجموعه تاریخ عـلوم‌ در‌ اسـلام که تاکنون 3 مجلد‌ از‌ آن در پزشکی و دامپزشکی چاپ شده است.

4-مجموعه میراث علمی شیعه که چند مجلد‌ از‌ آن در حال آماده شدن برای‌ چاپ‌ است.

کیهان‌ فرهنگی‌:از‌ جمله کارهای در خور‌ توجه جناب عالی، تـحقیق دربـاره ناصر خسرو علوی قبادیانی است و تا آنجا که ما اطلاع‌ داریم‌، تاکنون 3 اثر مهم در زمینه شناساندن‌ شخصیت‌ و شعر‌ او‌ ارائه‌ کرده‌اید. بفرمایید علت‌ این‌ توجه و گرایش به ناصر خسرو چـه بـوده است و چه تحقیقاتی در این مورد انجام داده‌اید؟

دکتر محقق‌:پاسخ‌ این‌ سؤال به سال 1326 یعنی حدود 40‌ سال‌ قبل‌ بازمی‌گردد‌ در‌ آن‌ موقع من در مشهد خدمت مرحوم ادیب نیشابوری-ادیب ثانی- کـتاب مـطول را در مـعانی و بیان و بدیع می‌خواندم.آن مرحوم بـر خـلاف رسـم حوزه که معمولا تکلیف‌ کتبی به محصلین و طلاب عرضه نمی‌کردند، عادت داشتند به بعضی از طلاب که تصور می‌کردند ذوق نویسندگی در آنها وجـود دارد، تـکلیف کـتبی بدهند، به این جهت یک بار به‌ مـن‌ گـفتند درباره این دو بیت ناصر خسرو:

بسنده است بازهد عمار و بوذر

کند مدح محمود مر عنصری را

من آنم که در پای خـوکان نـریزم

مـر این قیمتی درّ‌ لفظ‌ دری را

تحقیق کن و قواعد دستوری و اشارات و تلمیحات آن را بـنویس و بیاور.برای انجام این کار، ناگزیر از مراجعه به دیوان ناصر خسرو‌ شدم‌ و در این حال بود که‌ مطالب‌ و مـفاهیم نـاصر خـسرو را با آنچه در ضمیر پنهان و روحیه خودم بود سازگار یافتم.این مـوضوع کـه او به‌

شرافت و کرامت و بزرگواری انسان اهمیت‌ می‌دهد‌ و مقام انسان را والا‌ می‌داند‌ و معتقد است که نباید در برابر صـاحبان زر و زور تـسلیم شـد و خلاصه به خاطر نشر فضیلت و اخلاق و انسانیت و جنبه انقلابی بودن و انتقاد بـی‌پروا از فـساد-کـه بسیاری از دانشمندان در‌ آن‌ روزگار از آن چشم پوشی می‌کردند و حتی بر آن صحه می‌گذاشتند-توجه مرا بـه سـوی ایـن شخص معطوف کرد.

ناصر خسرو به طور آشکار این مسائل را در اشعار و آثارش‌ اظهار‌ مـی‌کند، از‌ ایـن گذشته آثار او مجموعه‌ای از فرهنگ و علوم اسلامی را در خود دارد که نشان دهنده تربیت‌ تمام عـیارش در فـضای فـرهنگ اسلامی است، او در حدود 500‌ یا‌ 600‌ مورد از مضامین قرآنی را در اشعارش به کار برده است، همین طـور احـادیث و اشارات تاریخی و فلسفی‌ و ‌‌کلامی‌ را.به هر حال مجموعه این مسائل سبب علاقه مـن بـه ایـن شاعر‌ گردید‌. بعد‌ هم در دوره دکتری رساله‌ام را در مورد تحلیل اشعار ناصر خسرو گرفتم و به دنبال‌ آن مـقالات مـتعددی در روشن ساختن زندگی سیاسی، تبلیغاتی و علمی او در مجلات‌ مختلف نوشتم هنگامی که‌ از‌ مـیزان عـلاقه مـرحوم استاد مینوی به این شاعر آگاه شدم به اتفاق ایشان مدت 4 سال به تصحیح دیـوان او پرداخـتیم و بـا استفاده از کهن‌ترین نسخه‌ای که یافتیم، بسیاری از اتهامات وارده‌ به او برطرف گردید، از قـبیل ایـنکه منکر معاد جسمانی بوده و یا اینکه دشمنانش به استناد اشعاری که با این مصراع:

«خدایا راسـت گـویم فتنه از توست»

 

شروع می‌شود، او را‌ به‌ جبری بودن متهم می‌کردند و ثابت کردیم کـه در قـدیمترین دیوان او چنین اشعاری وجود ندارد.از سوی دیـگر چـون ایـن نسخه از صحیحترین نسخ به شمار می‌رفت، بـسیاری از مـعضلات‌ دیوان‌ او را نیز برطرف ساختیم و خلاصه قدمی اساسی برای شناساندن این شاعر بزرگ و تـوانا بـرداشته شد.

کیهان فرهنگی:دیوانی کـه مـنتشر شده و بـه تـجدید چـاپ هم رسیده، صرفا در‌ بردارنده‌ آثار نـاصر خـسرو است یا اینکه تعلیقاتی هم دارد؟

دکتر محقق:جلد بعدی قرار است تـعلیقات و تـوضیحات باشد، یعنی همان طور که پانـزده قصیده از او را شرح کرده بـودم‌، حـتی‌ با‌ تفصیل بیشتر با تـوجه بـه‌ پختگی‌ و اطلاعات‌ بیشتری که در طول سالها کسب کرده‌ام تنظیم خواهد شد.در حال حـاضر یـادداشتهایش همه فراهم شده و فقط بـاید طـبقه‌بندی و مـنظم‌ بشود‌ تا‌ یـک شـرح جامع-آن هم به سـبک امـروز‌-در‌ اختیار علاقه‌مندان قرار بگیرد.الگوی بنده در این کار، استاد محترم جناب دکتر شهیدی بـوده‌اند و هـمان طور که ایشان‌ دیوان‌ انوری‌ را شـرح کـردند و مورد اسـتفاده دانـشجویان قـرار گرفته، من هم‌ بـه همان نحو عمل کرده‌ام. به طور کلی بنده معتقدم باید بتدریج آثار همه شعرا شـرح شـود که‌ عمر‌ دانشجویان‌ ما برای یـافتن مـبهمات ایـن دو اویـن تـلف نشود.

کیهان فـرهنگی‌:اسـتاد‌، جناب عالی در طول سالهای فعالیت علمی خودتان، سلسله انتشارات متعددی از قبیل:«سلسله دانش ایرانی‌»از‌ انتشارات‌ مـؤسسه مـطالعات اسـلامی و«مجموعه انتشارات انجمن استادان زبان و ادبیات فـارسی»را زیـر‌ نـظر‌ داشـته‌اید‌، لطـفا در ایـن زمینه توضیحی بفرمایید.

دکتر محقق:این سلسله انتشارات، هر کدام به‌ ضرورت‌ زمان‌ و نیاز علمی جامعه ایجاد شده است، مثلا «سلسله دانش ایرانی»که از انتشارات مؤسسه‌ مـطالعات‌ اسلامی دانشگاه مک گیل است به این مناسبت پیش آمد که در سال‌ 1344‌ که‌ من در دانشگاه مک گیل کانادا تدریس می‌کردم، گروهی از استادان و دانشجویان این دانشگاه‌ نسبت‌ به فلسفه و علوم عـقلی اسـلامی-که دانشمندان مغرب زمین و حتی محققان کشورهای اسلامی‌ هم‌ از‌ آن بی‌اطلاع بودند-اظهار علاقه کردند از جمله ابراز تمایل کردند که از فعالیتی که‌ در‌ این 400 سال اخیر در زمینه فلسفه و کلام در ایران صـورت گـرفته‌ و از‌ آرا‌ و افکار کسانی همچون صدر الدین شیرازی، میرداماد و حاج ملا هادی سبزواری آگاهی پیدا کنند.به‌ این‌ جهت‌ ما تصمیم گرفتیم اینها را معرفی کـنیم و در ایـن رابطه مثلا خود‌ من‌ در ضـمن تـدریس، آثار ملا هادی سبزواری را هم درس می‌دادم. یکی از انگیزه‌های ما در‌ این‌ کار وجود پروفسور ایزوتسو بود که مردی عالم و دانشمند و فیلسوف و آشنا به‌ زبانهای‌ مـتعدد بـود.این شخص به قـدری مـتواضع‌ بود‌ که‌ در کلاسهای درس من حاضر می‌شد و این‌ از‌ افتخارات من محسوب می‌شود.یکبار در جلسه‌ای که من اشعار حاج ملا هادی‌ را‌ قرائت می‌کردم ایشان به من‌ گفتند‌:واقعا حیف‌ است‌ که‌ شـما چـنین دانشمندانی دارید و دنیای همکاری کنید به اتفاق این کار‌ را انجام می‌دهیم و به‌ این‌ ترتیب پایه و اساس ایـن سـلسله‌ شکل‌ گـرفت و به عنوان نخستین کار هم اقدام به ترجمه و در عین حال تصحیح‌ شرح‌ منظومه حاج ملا هادی کـردیم‌.بعد‌ به‌ مناسبت اصطلاحی که‌ شیخ‌ شهاب الدین سهروردی در‌ آثارش‌ بـه کـار بـرده یعنی«حکمة الفرس»یا«حکمت خسروانی»که نشان دهنده تأثیر تفکر‌ و اندیشه‌ ایرانی در آثارش بوده-و بعدها هـم‌ ‌ ‌بـه‌ دانشمندانی نظیر‌ حاج‌ ملا‌ هادی سبزواری منتقل شده‌ است-این سلسله را (دانش ایـرانی)نـامگذاری کـردیم، در حال حاضر هم حدود 32 اثر‌ در‌ زمینه فلسفه و کلام و عرفان و منطق توسط‌ این‌ مؤسسه‌ چاپ‌ شـده‌ که غالبا مقدمه‌ای‌ به‌ زبان انگلیسی و فرانسوی دارد و برخی هم نظیر کاشف الاسرار نـور الدین اسفراینی به طـور کـامل به‌ زبان‌ فرانسوی‌ ترجمه شده است و یا مثلا همین شرح‌ منظومه‌ قسمت‌ امور‌ عامه‌ و جوهر‌ و عرضش ترجمه کاملی به زبان انگلیسی دارد.بعد از انقلاب اسلامی به خاطر ابراز علاقه بیشتر نسل جـوان-بخصوص دانشجویان و طلاب-به میراث فرهنگی خودشان، موجب شد‌ که ما توفیق بیشتری پیدا کنیم و به میزان فعالیتمان بیفزاییم. از جمله آثاری که ما در این

هسلسله به چاپ رساندیم،خارج‌ از‌ وجود آنان بی‌اطلاع است.چرا آثار این اشخاص را ترجمه نمی‌کنید؟

 




نوع مطلب :پرسش مهر 18، اقتصاد مقاومتی تولید واشتغال، نماز،ورزش،مهارت راز ورمز سعادت، سهام عدالت،
برچسب ها :احترام به دیگران، اخلاق، ادب، ازادی اندیشه، الگوی اخلاقی،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 29
دوشنبه 06 آذر 1396 :: 10 بعد از ظهر



پيوندها
تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان سواد آموزی بر پایه اقتصاد وفرهنگ وآدرس http://savadiran.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 455
  • کل نظرات ارسالی : 129
  • تعداد کل کاربران : 13
  • بازدید امروز : 37
  • بازدید دیروز : 166
  • بازدید هفته : 37
  • بازدید این ماه : 3,331
  • بازدید سال : 21,909
  • بازدید کل : 236,405
امکانات جانبی