close
تبلیغات در اینترنت
تير آخر براي ريشه كني بي سوادي
سواد آموزی وپرسش مهر در سال حمایت از کالای ایرانی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سایت سواد اموزی در سال ا حمایت از کالای ایرانی
پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
خبرنامه


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آیدی یاهو مدیر

از سال 95 افراد زير 50 سال كه براي باسواد شدن اقدام نكرده باشند، از برخي امتيازهاي اجتماعي محروم مي شوند

نويسنده: مريم خباز

برخي مي گويند از ما گذشته، بعضي مي گويند وقت نداريم، عده اي باور کرده اند مغزشان کشش ندارد و بعضي نيز مي گويند تا حالالنگ نمانده اند.

    بي سوادان بزرگسال ايراني هرکدام به يک زبان، بي سوادي خود را توجيه مي کنند تا نشان دهند اگر تا به حال بي سواد مانده اند از بد ِ روزگار و جبر زمانه بوده است.

    اما اگر هيات دولت با لايحه سازمان نهضت سوادآموزي موافقت کند، روال زندگي افراد بي سواد با آنچه امروز در جريان است، تفاوت خواهد کرد و توجيهات اين چنيني از افراد بي سواد پذيرفته نخواهد شد.

    موضوع بر سر عقب ماندگي کشور از برنامه پنجم توسعه و به تعويق افتادن توسعه پايدار است. مطابق اين برنامه بايد بي سوادي تا پايان سال 94 در گروه سني کمتر از 50 سال ريشه کن شود و اين تحول، زمينه را براي تحقق سند چشم انداز بيست ساله که ايران را در سال 1404 کشوري سرآمد در منطقه مي خواهد، مهيا کند.

                                      

    اما تا اين نقطه مطلوب، فاصله بسيار است. تا پايان سال 94 کمي بيش از يک سال و نيم فرصت مانده، در حالي که آمار بي سوادان کمتر از 50 سال همچنان رقم هاي ميليوني را نشان مي دهد آن هم ميليون ها انسان که بخش قابل توجهي از آنها در مقابل سوادآموزي مقاومت مي کنند.

    علي باقرزاده، رئيس سازمان نهضت سوادآموزي آمارهاي درشتي در دست دارد که از نتايج سرشماري سال 90 به دستش رسيده و بي سوادي 50 درصد از افراد بالاي 50 سال و بي سوادي 9 ميليون و 719 هزار نفر از افراد 6 تا 49 سال را روايت مي کند؛ اعدادي که آن قدر بزرگ است که هم از سختي کار ريشه کني بي سوادي حکايت دارد و هم راوي مقاومتي است که از گذشته تا به حال زير پوست جامعه بي سواد کشور خزيده است.

    پس سختي کار ريشه کني بي سوادي در شکستن اين مقاومت است که چندي پيش، معاون سازمان نهضت سوادآموزي در گفت و گو با جام جم با اين جمله آن را توصيف کرد: ما سواد را در طبق اخلاص گذاشته ايم و خانه به خانه آن را به مردم تعارف مي کنيم، ولي کسي تحويلمان نمي گيرد.

 

    حسن عرب نژاد، رئيس اداره سوادآموزي منطقه 15 تهران نيز از همين مقاومت ها مي گويد که براي هر فردي به دليلي خاص بروز مي کند، مثل اين که عده اي مي گويند تا به حال از بي سوادي آسيبي نديده اند و زندگي شان هر طور بوده، گذشته يا اين که مي گويند من بي سواد کار دارم و باسوادان بيکارند يا اين که بخشي از مردان بي سواد، خستگي ناشي از کار را بهانه مي کنند و مي گويند با اين همه خستگي توان درس خواندن ندارند.

    اين گفته ها ثابت مي کند تلاش براي حذف اين توجيهات در بزرگسالان بي سواد تا چه حد مي تواند نفسگير باشد، هرچند راهي جز منعطف کردن افرادي که در مقابل بهره مندي از نعمت سواد مقاومت مي کنند، وجود ندارد.

   

    چقدر بي سواد داريم؟

    ترکيب جمعيت ايران از منظر ميزان سواد، ترکيب عجيبي است. از يک سو هر سال عده زيادي وارد دانشگاه ها مي شوند و جمعيتشان بر فارغ التحصيلان قبلي افزوده مي شود و از سوي ديگر نزديک به ده ميليون نفر از جمعيت کشور بي سواد مطلق اند که نزديک به چهار ميليون نفر از آنها کمتر از پنجاه سال سن دارند. لابه لاي اين جمعيت نيز ده ميليون نفر داراي مدرک ابتدايي، 9 ميليون نفر صاحب مدرک راهنمايي و 13ميليون نفر تحصيلات متوسطه دارند که نشان مي دهد برخلاف تصور همگاني که بيشتر افراد جامعه را مدرک به دستان دانشگاهي مي دانند، بخش قابل توجهي از جمعيت کشور را افراد بي سواد و کم سواد تشکيل مي دهد.

    اينها آمارهايي است که سازمان نهضت سوادآموزي از سرشماري سال 90 به دست آورده و آن را رسانه اي کرده، هرچند علي باقرزاده به عنوان رئيس اين سازمان بارها تاکيد کرده که آمار مربوط به بي سوادي در کشور آمار دقيقي نيست و احتمال کم و زياد بودن آن وجود دارد.

    عبدالله اسدي، رئيس اداره سوادآموزي منطقه 8 تهران نيز دقيق نبودن آمارها را تائيد مي کند و در گفت وگو با جام جم توضيح مي دهد سال تحصيلي 90-91 در اين منطقه از پايتخت بيش از 4000 نفر اظهار بي سوادي کردند که بعد از پالايش اسمي و مراجعه به آدرس آنها مشخص شد فقط 1300 نفر آنها بي سواد واقعي اند.

    اسدي مي گويد اختلاف اين دو عدد، کساني بودند که در سرشماري سال 90 به دلايل مختلف خود را بي سواد معرفي کرده بودند چون شايد فکر مي کردند اظهار بي سوادي کردن براي آنها مزيت هاي اقتصادي به همراه مي آورد. چندي پيش رئيس سازمان نهضت سوادآموزي نيز در گفت و گو با جام جم از اين مشکل صحبت مي کند که بي شک به يک مشکل فرهنگي در جامعه ما اشاره دارد، اما با وجود اين اگر کساني را که به بي سوادي تظاهر مي کنند از بي سوادان واقعي جدا کنيم باز هم رقم درشتي مي ماند و عزمي که ريشه کني بي سوادي مي طلبد، بسيار؛ آن هم تلاشي که مخاطبانش جمعيتي است که به سوادآموزي اعتقاد راسخ ندارند و سواد در سبد نيازهاي آنها جايي ندارد.

   

    اعمال محروميت، چرا و چگونه؟

    شرايط امروز ايران در حوزه سوادآموزي مثل کسي است که همه تيرهايش را از چله کمان رها کرده و براي زدن به هدف فقط يک تير ديگر در تيردان دارد. عبدالله اسدي مي گويد: تا به حال هرچه تير در تيردان داشته ايم به سوي هدف پرتاب کرده ايم، اما بي سوادي از بين نرفته است، پس اعمال محروميت هاي اجتماعي آخرين تير ماست که مي کوشيم به هدف بخورد.

    اين مقام مسئول در حوزه سوادآموزي مي گويد: تا به حال به شيوه هاي مختلفي متوسل شده ايم تا بي سوادان را جذب کنيم؛ از راه اندازي کلاس هاي رايگان و توزيع کيف و کتاب و لوازم التحرير مجاني گرفته تا منعطف کردن کلاس ها، هماهنگ کردن زمان هاي آموزش با وقت هاي خالي سوادآموزان و رفع اشکال درسي فرزندان سوادآموزان. اداره سوادآموزي منطقه 8 تهران حتي از دانش آموزاني که پدر و مادر بي سواد دارند، خواسته تا چند روز به مدرسه نيايند و اگر والدين اعتراض کردند بگويند دوست نداريم درس بخوانيم و اگر آنها ناراحت شدند، بچه ها بگويند پس اگر بي سوادي بد است چرا شما بي سواد هستيد. به گفته اسدي اين شيوه باعث جذب تعداد قابل توجهي از والدين بي سواد شده، ولي اين معضل را به طور کامل از بين نبرده است.

    حسن عرب نژاد نيز اظهارات مشابهي دارد. او به جام جم توضيح مي دهد که از ابتداي تاسيس سازمان نهضت سوادآموزي انواع و اقسام روش ها براي جذب سوادآموزان به کار گرفته شده، طرح هايي همچون گامي به سوي نور، طرح ضربتي، طرح کارکنان ادارات، طرح خواندن با خانواده، طرح مراکز سي ال سي محلي، طرح فرد به فرد، طرح شتاب در منطقه، طرح کودکان کار، طرح بهزيستي و طرح گذر از آسيب که هر کدام بخشي از بي سوادان را جذب کرده ولي در مجموع نتوانسته بي سوادي را ريشه کن کند. در واقع اين مقام مسئول در حوزه سوادآموزي نيز از همان تيرهاي رها شده از چله کمان مي گويد که گرچه به هدف نهايي نزديک شده ولي به آن اصابت نکرده و حالاوضع را به شکلي درآورده که ديگر چاره اي جز اعمال محروميت هاي اجتماعي براي وادار کردن بي سوادان به سوادآموزي باقي نگذاشته است.

    البته آن طور که تاکنون اعلام شده اين محدوديت ها و محروميت ها شامل حال همه بي سوادان نمي شود و از سال 95 آن دسته از افراد محروم از سواد که زير 50 سال هستند و پس از آگاهي از تصميم دولت نسبت به سوادآموزي اقدام نکنند از برخي امتيازات محروم خواهند شد.

    پيش از اين رئيس سازمان نهضت سوادآموزي اعلام کرده بود که اين محروميت ها فقط امتيازات دولتي را هدف مي گيرد نه حقوق افراد را به طوري که حق داشتن مسکن، شناسنامه، گذرنامه و بهره مندي از بهداشت از افراد سلب نمي شود بلکه در دسترسي آنها به گواهينامه رانندگي، پروانه کسب، گرفتن خدمات حمايتي از کميته امداد و بهزيستي و نهادهاي خدماتي و برداشت يارانه محدوديت ايجاد مي شود.

    عبدالله اسدي نيز اين بسته محدودکننده را تائيد مي کند و با تاکيد بر اين که محدوديت هاي اعمال شده بايد براي ترغيب بي سوادان به سوادآموزي کارساز باشد، اولين اقدام موثر را توقف برداشت يارانه دانست که البته به گفته او هنوز در مورد اين که يارانه همه اعضاي خانواده مسدود شود يا فقط يارانه شخص بي سواد، جمع بندي نهايي نشده است.

   

    انگيزه سازي فراموش نشود

    تصميم دولت براي ايجاد محدوديت در زندگي افراد بي سواد بي شک آنها را دچار تشويش مي کند چون آنها بايد به يکباره از پوسته قديمي و هميشگي خود خارج شوند و دنيايي جديد را تجربه کنند. شايد از سال 95 که اين طرح اجرا مي شود، واکنش هاي تندي از سوي برخي خانواده ها بروز کند و مقاومت ها و گلايه هايي شکل بگيرد، اما واقعيت اين است که در پس همه اين سختگيري هاي ظاهري، سود افراد محروم از سواد نهفته است.

    با اين حال حسن عرب نژاد معتقد است: قبل از شروع اين طرح بايد اطلاع رساني وسيعي انجام شود تا مردم از مزاياي آن باخبر شوند و بدانند براي باسواد شدن فقط دو سال مهلت دارند. او مي گويد: براي هر فرد که عضو بي سواد خانواده خود را باسواد کند نيز بايد تسهيلات چشمگيري قائل شد تا افراد به گام برداشتن در اين راه ترغيب شوند. همچنين بايد با استفاده از نيروهاي متخصص سوادآموزي در افراد ايجاد انگيزه کرد و مرتب به آنها گفت «شما مي توانيد»، چون کلمه مي توانيد در مواجهه با افراد بي سواد معجزه مي کند.

    به اعتقاد او اين که همه دستگاه هاي دخيل در سوادآموزي وارد کار شوند و ريشه کني بي سوادي را به عنوان يک نياز و مطالبه ملي پيگيري کنند نيز از الزامات اين کار است و مقدمه آن باسواد کردن کارکنان بي سواد دستگاه هاي دولتي است که چند سالي است برخي ارگان ها و سازمان هاي دولتي آن را متوقف کرده اند.

   

    همه با هم براي ريشه کني بي سوادي

    سواد نعمت بزرگي است که وقتي کسي از آن بهره مند مي شود ارزشش را مي داند. باسوادي مقدمه پيشرفت است و افراد باسواد و توانمند، موتور محرکه پيشرفت هستند و کشوري که افراد آن در تاريکي بي سوادي مانده اند، نمي تواند خود را به سمت توسعه پايدار حرکت دهد و بي گمان اين يکي از دلايل درجا زدن ها و عقبگردهاي کشورهاي جهان سوم است.

    پس بايد آگاه شد و نگاه ها را نسبت به سوادآموزي تغيير داد و اين تفکر پوسيده را کنار گذاشت که سوادآموزي هيچ ثمري ندارد. امروز وقت آن است تا به جاي مقاومت در برابر بي سوادي به آمار تلخي فکر کنيم که نشان مي دهد 14.5 درصد از جمعيت بالاي 6 سال کشور فاقد سواد هستند و بعيد است سرنوشتي بهتر از آنچه انتخاب کرده اند، پيدا کنند.

   

    3 گام براي باسواد شدن

    باسواد شدن افراد بزرگسال بمراتب زمانبرتر از سوادآموزي کودکان در سن تحصيل است، براي همين يک فرد بزرگسال نياز به تمرين و تکرار و صبوري بيشتري دارد. دوره هاي سوادآموزي بزرگسالان نيز در سه مرحله طراحي شده (دوره سوادآموزي، تحکيم و انتقال) تا آنها گام به گام جلو بيايند و پيشرفت کنند و در نهايت به مرحله اي برسند که بازگشت به بيسوادي نداشته باشند. دوره سوادآموزي، دوره اي براي دستيابي به حداقل سواد است تا افراد بتوانند پس از پايان دوره بخوانند، بنويسند، چهار عمل اصلي رياضي را انجام دهند و قرآن را روخواني کنند.

    دوره تحکيم نيز دوره اي است که فرصت استمرار و پايداري آموخته ها و کاربرد آن را براي کساني که دوره سوادآموزي را گذرانده اند و به ادامه تحصيل تمايل دارند، فراهم مي کند. هدف از دوره تحکيم، پيشگيري از بازگشت به بيسوادي، آموزش مهارت هاي اساسي زندگي و زمينه سازي براي يادگيري مادام العمر است.

    دوره انتقال نيز دوره اي است که فرصت ادامه تحصيل براي کساني که دوره سوادآموزي را گذرانده اند يا کساني که شرايط ادامه تحصيل در آموزش و پرورش رسمي را ندارند، مهيا مي کند. هدف از دوره انتقال، مهارت هاي خواندن و نوشتن، درک مطلب و کاربرد آن در زندگي، گسترش فرهنگ و معارف ديني، توانمندسازي افراد در به کاربردن دستورات ديني در زندگي فردي و اجتماعي، آشنايي بيشتر با مفاهيم رياضي و علوم و توان به کاربردن آن در زندگي و رشد بينش اجتماعي، فرهنگي و سياسي در بزرگسالان است.93/4/11 روزنامه جام جم




نوع مطلب :
برچسب ها : عقب ماندگی،بی سوادی،

امتیاز : :: نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4
تعداد بازدید مطلب : 67
چهارشنبه 26 آذر 1393 :: 6 قبل از ظهر



پیوند روزانه
پيوندها
تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان سواد آموزی بر پایه اقتصاد وفرهنگ وآدرس http://savadiran.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 444
  • کل نظرات ارسالی : 129
  • تعداد کل کاربران : 14
  • بازدید امروز : 70
  • بازدید دیروز : 154
  • بازدید هفته : 1,020
  • بازدید این ماه : 10,494
  • بازدید سال : 18,937
  • بازدید کل : 210,298