close
تبلیغات در اینترنت
سواد و سنجش توسعه‌یافتگی
سواد آموزی در سال اقتصاد مقاومتی تولید واشتغال
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سایت سواد اموزی در سال اقتصاد مقاومتی حمایت از کالای ایرانی
پروفایل مدير وبلاگ
مطالب اخير
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
خبرنامه


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آیدی یاهو مدیر
نظرسنجی
چرا افراد بیسواد علاقه ای به باسواد شدن ندارند



شروین وکیلی جامعه‌شناس

یکی از شاخص‌هایی که به‌خصوص در قرن بیستم برای سنجش توسعه‌یافتگی کشورها اهمیت داشت و هنوز هم خصلت بیانگری خود را حفظ کرده، سطح «باسواد» بودن جامعه است. درباره‌ تعریف باسواد بودن اما، اختلاف‌نظر چشمگیری میان صاحب‌نظران دیده می‌شود. در جهان باستان، معمولا به کسی که می‌توانسته متون ساده‌ حقوقی و مالی را بخواند و حساب و کتاب‌هایش را به‌صورت کتبی نگه‌دارد، باسواد می‌گفتند. در دوران مدرن، معمولا توانایی استفاده از رسانه‌های عمومی نوشتاری مثل روزنامه را مبنا می‌گیرند.  اما با بسط همین تعریف، گروهی از صاحب‌نظران در ۲دهه‌ اخیر توانایی استفاده از رسانه‌های الکترونیکی و اینترنت را هم به‌عنوان بخشی از تعریف باسوادی در نظر گرفته‌اند.     

 

                                         

در ایران، با توجه به پیشینه‌ چشمگیر نویسایی (که کهن‌ترین در جهان است) و نسبت بالای باسوادان به کل جمعیت در دوران پیشامدرن (احتمالا بین ۱۵-۱۰درصد)، انتظار بر آن است که در دوران معاصر هم نهادینه‌شدن سواد را در جمعیت کشور ببینیم.  حقیقت آن است که تا حدودی این انتظار برآورده شده است.  یعنی ایران در میان کشورهای منطقه و در کل ملل آسیایی مقامی ممتاز دارد و اگر از ملت کتابخوان ژاپن بگذریم، یکی از باسوادترین جوامع غیرغربی محسوب می‌شود. بدیهی است که برچسب باسواد در این گزاره به همان توانایی پایه‌ خواندن و نوشتن در حد استفاده از رسانه‌های نوشتاری عمومی مربوط می‌شود. هرچند حتی اگر استفاده از رسانه‌های نوین (مثل اینترنت یا فیس‌بوک) را هم در نظر بگیریم، باز هم ایرانیان مقامی بلندمرتبه را به دست می‌آورند.

باید به این نکته توجه کرد که باسواد بودن یک جامعه، با کیفیت نخبگان فرهنگی آن جامعه تفاوت دارد.  باسواد بودن جمعیت یک کشور شاخصی است آماری، عمومی و به نسبت آسانگیرانه که رواج خواندن و نوشتن به‌طورکلی را نشان می‌دهد. اما کلمه‌ «باسواد» در جامعه‌ ما معمولا به‌عنوان همتایی برای «فرهیخته» و «متخصص» هم به کار گرفته می‌شود. در این حالت این واژه به طبقه‌ نخبگان فرهنگی و لایه‌ فن‌سالار یا دانشگاهی ارجاع می‌دهد.  حتی با این شاخص هم ایران از نظر کمی جامعه‌ای «باسواد» محسوب می‌شود. چون حدود ۱۰درصد جمعیت کشورمان یا دانشجو هستند یا دانش‌آموخته‌ دانشگاه‌ها و این رقمی است که در کشورهای منطقه بی‌نظیر و در کل آسیا کم‌نظیر است.

با مرور تاریخ معاصر معلوم می‌شود که این ۲ معنای باسواد شدن در ۲ مرحله‌ مجزا در جامعه‌ ما بسط یافته است. از اواخر دوران مشروطه تا اوایل تاسیس جمهوری اسلامی، تاکید بر ترویج سواد خواندن و نوشتن بوده و به این ترتیب رشدی شتابان را در نویسایی جمعیت ایرانی شاهد هستیم. در این میان ۲ دوره‌ بسط و رونق سواد دانشگاهی را در دهه‌های ۱۳۱۰ و ۱۳۴۰ داریم که سواد را در معنی خاص دومی شامل می‌شود. به‌خصوص بعد از آغاز جنگ ایران و عراق با موج تازه‌ای از تحصیل دانشگاهی و افزایش شمار دانشگاه‌ها و دانشگاهیان روبه‌رو می‌شویم که تا به امروز ادامه یافته و جمعیت باسواد کشور را با یک طبقه‌ گسترده‌ فرهیختگان دانشگاهی همراه ساخته است. 

کیفیت این ۲ معنای متفاوت از سواد در جامعه‌ ایرانی گسترشی ناهمسان داشته است. به‌خصوص در سال‌های دهه‌ ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰، طبقه‌ سوادآموز ایرانی که بیشتر از نوجوانان و کودکان تشکیل می‌یافت، با آموزشی روبه‌رو بود که از نظر کیفیت و سرعت تحول با دوران پیشین و عصر قبل از مشروطه به‌کلی متفاوت بود. کیفیت آموزش پیشادانشگاهی در ایران تا دهه‌ ۱۳۶۰ به نسبت خوب بود و بعد از آن بود که با انفجار جمعیت جوان کشور و محدود ماندن سرمایه‌گذاری بر آموزش و پرورش، مدارس دوشیفتی و کلاس‌های شلوغ ۳۰، ۴۰ نفره، کیفیت آموزش و عمق سوادآموزی دانش‌آموزان افول کرد. این موج جمعیت‌شناسانه بعد از یک دهه به دانشگاه‌ها هم رسید و به این ترتیب سوادآموزی طبقه‌ فرهیخته و دانشگاهی هم از وضع نخبه‌گرا و تنظیم شده‌ پیشین به حالتی دگردیسی یافت که می‌توان آن را کمیت‌گرایانه دانست و سیاستش را بر تولید انبوه جمعیت دانشگاهی مبتنی دانست. سیاستی که خواه‌ناخواه با افت چشمگیر کیفیت تحصیلی و بضاعت علمی دانش‌آموختگان همراه می‌شد. این افت به‌خصوص در کاهش چشمگیر سرانه‌ مطالعه در کشور و پایین‌آمدن شمارگان کتاب‌های چاپ شده به خوبی دیده می‌شود. بیماری دیگری که در همین سال‌ها گریبانگیر جامعه‌ ما شده، فرار مغزهاست که با خروج تدریجی جمعیت بزرگی از دانش‌آموختگان بااستعداد و باکیفیت مشخص می‌شود و طبیعی است که معمولا جایگزین‌هایی با توانمندی و استعداد کمتر جای این رفتگان و سرخوردگان را در سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری‌ها اشغال می‌کنند. 

داده‌های جامعه‌شناسانه نشان می‌دهند که متغیرهایی مانند شمار باسوادان، شمار دانشگاهیان و سرانه‌ مطالعه‌ مردم یک کشور با توسعه‌ فرهنگی و سیاسی آن کشور ارتباطی مستقیم دارد. یعنی در شرایط عادی هرچه جمعیت یک کشور باسوادتر، فرهیخته‌تر و کتابخوان‌تر باشند، احتمال آن‌که خشونت جمعی، جنگ داخلی یا کش‌مکش‌های درونی پرهزینه درونش بروز کند، کمتر است. این قاعده البته درباره‌ شرایط عادی و هنجارین راست است و جوامعی کتابخوان مانند ژاپن و آلمان را هم در جریان جنگ دوم جهانی داشته‌ایم که در نمایش انواع خشونت کوتاهی نداشته‌اند. اما باز خشونت صادر شده از این جوامع از آنچه که در جوامع کم‌سواد همزمان‌شان مثل چین و روسیه می‌بینیم، فروپایه‌تر است. یعنی شدیدترین خشونت‌های صدور یافته از آلمان و ژاپن در شرایط رزمی جنگ جهانی دوم، از آنچه که در روسیه‌ استالینی و چین مائویی در زمان صلح می‌بینیم، بسیار ملایم‌تر است. اینها بدان معناست که در کل با افزایش سطح «سواد» - به هر دو معنا- می‌توان انتظار داشت که نابسامانی‌های اجتماعی کاهش یابد و خردجمعی برای حل مسائل عمومی بر راهبردهای سودجویانه‌ فردی غلبه کند.

چنان که گذشت، کشور ایران از نظر کمی در زمینه‌ گسترش سوادآموزی- چه در سطح پیشادانشگاهی و چه دانشگاهی- کارنامه‌ موفقی داشته است. اما این بسط کمی در دهه‌ اخیر با زوال چشمگیر و تهدیدکننده‌ کیفیت همراه بوده است. به شکلی که بسیاری از استاندارد‌های ابتدایی مربوط به دانایی و توانایی‌های استدلالی در میان باسوادهای تولید شده در این نظام‌های آموزشی برآورده نمی‌شود. اصلاح این وضع و بازسازی محتوا در اندرون ماشین سوادآموزی بزرگ و گسترش‌یافته‌ای که در دست داریم، کاری شدنی است، اگر که خردمندانه و دوراندیشانه صورت بگیرد و از تنگناهای ایدئولوژیک یا کوته‌نظری‌های فردمدارانه فاصله بگیرد. اگر چنین شود، سخت‌افزاری که توانایی پوشش‌دادن جمعیت جوان کشورمان را دارد و در دهه‌های گذشته با هزینه و تلاش فراوان شکل گرفته، با نرم‌افزاری شایسته و کارآمد تکمیل خواهد شد و آن وقت می‌توان انتظار داشت طبقه‌ باسوادی با کیفیتی متفاوت در کشورمان تکامل یابد.

نشریه شهروند 4/4/93    http://www.irannamaye.ir/article/view/2648588/سواد-و-سنجش-توسعه-یافتگی
 




نوع مطلب :
برچسب ها : نرم افزار،سواد اموزی ،نشریه شهروند،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 106
سه شنبه 25 آذر 1393 :: 6 قبل از ظهر



پيوندها
تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان سواد آموزی بر پایه اقتصاد وفرهنگ وآدرس http://savadiran.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 440
  • کل نظرات ارسالی : 129
  • تعداد کل کاربران : 13
  • بازدید امروز : 173
  • بازدید دیروز : 288
  • بازدید هفته : 868
  • بازدید این ماه : 3,655
  • بازدید سال : 5,732
  • بازدید کل : 197,093
امکانات جانبی